زمانی که در درونتان احساس یاس و 1 و شکسته شدن کردید هفت نکتهی زیر، کمک خواهند کرد تا شجاعتتان را کشف کنید و به راه خود ادامه دهید
۱. پذیرش و پیشبینی تغییر را به یاد داشته باشید.
“این گونههای هوشمند نیستند که بقاء مییابند؛ قویترینها هم نیستند؛ بلکه گونههایی بقاء مییابند که توانایی بهترین وفق و سازگاری را با تغییرات محیطی پیرامونشان دارند.” لئون سی مگینسون
توی این روزها با مجازی شدن کلاس ها از یک طرف و نزدیک شدن به یک آزمون کنکور جدید و ناشناخته ، تغییر جزء جدایی ناپذیر زندگی یک دانش اموز یا داوطلب کنکوریه. بیاین بجای مبارزه با اجتناب ناپذیری تغییر، یاد بگیرید چطور آن را بپذیرید. تغییر را در آغوش بگیرید و بدانید که تنها با این کار زندگیتان بهتر میشود. مقاومت در برابر تغییر، انرژیهای منفی و احساس ناراحتی و دلسردی را تحریک میکند.
۲. به یاد داشته باشید قدرت انتخاب خود را بپذیرید.
“من امروز، زندگی را انتخاب کردم. هر صبح که بیدار میشوم، میتوانم لذت، شادی، منفی بافی، درد و…. را انتخاب کنم. امروز انتخاب کردم که زندگی را احساس کنم، نمیخواهم انسانیتم را انکار کنم بلکه میخواهم آنرا در آغوش بگیرم.” کوین آکین
استفاده از قدرت انتخابتان شما را قادر میسازد رویکردتان را نسبت به زندگی تغییر دهید. میتوانید از درد و افسردگی به شادی و امید بروید. استفاده از قدرت انتخابی که دارید توانمندیهایتان را در اقدام و تصمیم گیری تقویت میکند. قدرت تصمیم گیری هدیهای است که در درونتان دارید، که اگر تصمیم به استفاده از آن بگیرید، زندگیتان دگرگون خواهد شد.
۳. به یاد داشته باشید کمک بخواهید.
“کمک خواستن به این معنی نیست که ما ضعیف یا بیکفایتیم. بلکه معمولاً نشانگر سطح بالایی از صداقت و زیرکی است.” آنا ویلسون شف
کمک خواستن نشانهی ضعف نیست. وقتی ما از درون احساس شکسته شدن می1، میخواهیم از دنیا پنهان شویم. گاهی به این دلیل که احساس شرمساری میکنیم یا اعتقاد داریم مردم، حال و هوایمان را درک نخواهند کرد.
حمایت، نصیحت و دلگرمی گرفتن از دیگران به ما کمک میکند تا بر گرفتاریهایمان غلبه و مشکلات زندگی مان را حل کنیم.
این انرژی و دانایی از دوستان، خانواده ، مشاور و... است که جرائت و اشتیاق مان را برای تغییر و بهتر شدن زندگی مان تحریک میکنند.
۴. به یاد داشته باشید در زمان حال باشید.
“دیروز رفته و فردا هنوز نیامده است. ما فقط امروز را داریم. شروعش کنیم.” مادر ترزا
افکار شما، احساستان دربارهی زندگی را تحت تأثیر قرار میدهند. زمانی که احساس شکسته شدن میکنید، این افکار منفیتان هستند که ناراحتی، سرخوردگی و بدبختی را به احساس شما تحمیل میکنند. وقتی شما احساس لذت و شادی میکنید، افکار مثبتتان شما را به سوی امید و خودباوری بیشتر خواهند برد. کلید مدیریت افکار منفیتان این است که تمرین کنید خودتان را از این افکار دور نگاه دارید و به جای اینکه در مقابلشان واکنش نشان دهید، تماشایشان کنید. افکار منفی درونتان را شناسایی کنید و بپذیرید این افکار به دردتان نمیخورند و برای کنترل بیشتر آنها کار کنید.
به جای اینکه به مضمون افکارتان توجه کنید به آنها برچسب بزنید. افکارتان را تماشا کنید و اگر متوجه شدید که افکارتان دربارهی قضاوت کردن است (مثل خوب یا بد بودن یک شرایط خاص) به آن برچسب “قضاوت” بزنید. اگر برای انجام دادن کاری نادرست خودتان را نقد کردهاید پس به آن فکر، برچسب “انتقاد” بزنید. سپس از خودتان بپرسید چقدر میخواهید انتقاد کنید و خودتان را مقصر بدانید. پیشنهاد من این است که هیچ زمانی را صرف انتقاد از خودتان نکنید.
۵. به یاد داشته باشید روی چیزی که به شما احساس خوشی میدهد تمرکز کنید.
” احساس خوشی را بیابید، آن خوشی، دردهایتان را خواهد سوزاند” ژوزف کمپل
وقتی شما احساس یأس، ناکامی، و نا امیدی میکنید، به اسانی اتفاقات خوب زندگیتان را فراموش میکنید. در حقیقت، اگر دارید با منفی بافیتان از پا در میآیید، دارید باور میکنید که هیچ چیز خوبی در زندگیتان وجود ندارد. روی چیزهای خوب زندگیتان، چیزهایی که خوشحالتان میکنند تمرکز کنید. این گام مهمی در تغییر زندگیتان است. هر چه بیشتر روی خوبیهای زندگیتان تمرکز کنید، امیدوارتر خواهید شد.
مثبت بودن و امید داشتن مُسری است و هرچه بیشتر آنها را تجلیل کنید، احساستان دربارهی زندگیتان بهتر میشود.
۶. به یاد داشته باشید دربارهی آیندهتان امیدوار باشید.
“بهترین چیز در مورد آینده اینست که یک زمانی و یک روزی میآید.” آبراهام لینکلن
وقتی در زندگی احساس یاس و ناامیدی و شکسته شدن میکنید، ممکن است با دلواپسی از اینکه زندگیتان تا ابد همین طور خواهد بود، از پا در بیایید. وقتی تا این حد احساس درد و اندوه دارید، خیلی سخت است که در مورد آینده امیدوار باشید. به هرحال درد و اندوه، شما را خوب نمیکند اما اگر در اعماق درونتان میخواهید خوب شوید- فقط نمیدانید چطور.
زمانی که احساس خرد شدن در زندگیام میکردم، چیزی که به من در روند خوب شدنم کمک میکرد، تلاش و امیدوار ماندنم در مورد آیندهام بود. برای من مهم بود که دیدگاهم را رو به حقیقت نگاه دارم. آنچه در آن لحظه در زندگیام در حال وقوع بود، بخشی از زندگی آیندهی من نبود. همان کورسوی امید درمورد آیندهام برای من کافی بود تا به آرامی شروع به خوب شدن کنم- گام به گام.
۷. به یاد داشته باشید که بپذیرید زندگی یک راز است.
” زندگی یک معما نیست، که نیاز به حل شدن داشته باشد. واقعیتی است که باید تجربهاش کرد.” جیکوبز جوهانسون لئو
زندگی با مزه است و هرچه ما بیشتر با آن مبارزه کنیم و نسبت به آن مقاومت داشته باشیم، سخت تر میشود. پذیرش رمز و راز زندگی به ما اجازه میدهد خوب شویم و دردمان را تنها به عنوان یک فصل از فصلهای بیشمار کتاب زندگی مان ببینیم. زندگی غافلگیرمان میکند. ما را میآزماید و به چالش دعوت میکند. ما زنده میمانیم و با پذیرفتن این چالشها در زندگی رشد میکنیم، بنابراین ما میتوانیم پیشرفت کنیم و با جرأت و انعطافپذیری زندگی کنیم. وقتی در درونمان احساس شکست میکنیم، باید به یاد بیاوریم که این بخشی از سفر است و هیچ فراری از درد وجود ندارد. ما فقط باید از میان درد و نا امیدی، راهمان را پیش ببریم.
به جای مبارزه و اعتراض به زندگی و مقصر دانستن خودتان، یک نفس عمیق بکشید و به یاد بیاورید که زندگی رمزآلود است. نقش شما در زندگی این است که آن را بپذیرید- خوب، بد، زشت. برای اینکه زندگی کنید و آن را به کمال برسانید- باید بروید و زندگی را زندگی کنید.
برچسب:
نویسنده: بهار شریفی